رپو فایل

مرجع دانلود و خرید فایل

رپو فایل

مرجع دانلود و خرید فایل

مقاله نگاهی به علم از دیدگاه قرآن و احادیث

مقاله نگاهی به علم از دیدگاه قرآن و احادیث در 34 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی علوم انسانی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 34
مقاله نگاهی به علم از دیدگاه قرآن و احادیث

فروشنده فایل

کد کاربری 2102
کاربر

مقاله نگاهی به علم از دیدگاه قرآن و احادیث در 34 صفحه ورد قابل ویرایش

فهرست مطالب

مقدمه

علم در قرآن

ارزش علم

اهمیت علم

جایگاه علم

آثار برکات علم

انواع علم

بهترین علم

منابع


چکیده

این مجموعه که پیش رویتان قرار دارد،‌ کاری است تحقیقاتی در مورد علم، این مقاله تحقیقاتی علم را از منظر قرآن و احادیث و روایات مورد بررسی قرار داده است. همه ما می دانیم که علم و دانش از اهمیت و جایگاه ویژه ای در دین و آئین ما برخوردار می‎باشد آیات فراوان و احادیث و روایات زیادی در این مورد نقل شده است؛ از طرف دیگر علم و دانش استوارترین وسیله ای است که امور اجتماعی و وضعیت زندگی ما را به خوبی اداره می‌کند و بر آدمی لازم است که تا آن جا که توانایی دارد در این راه قدم بگذارد و از این نعمت الهی که به ما ارزانی شده به نحوه شایسته بهره ببرد. به همین خاطر هدف این مجموعه اینست که تا جایی که امکان دارد جایگاه و ارزش و اهمیت علم را از طریق آیات و روایات و همچنین احادیث برای خوانندگان آشکار سازد. این مقاله از هفت قسمت تشکیل شده است و در هر قسمت آیات و احادیث مربوط به آن نقل شده است. به عنوان مثال قسمت اول در مورد علم در قرآن است. در این قسمت آیاتی از قرآن کریم که مربوط به علم می‎شود جمع آوری شده است و در این بخش نوشته شده است و یا مثلاً در قسمت جایگاه علم، احادیث و روایات مربوط به این بخش از منابع مختلفی جمع آوری شده است و در این قسمت نوشته شده است. در واقع هدف کلی این مجموعه این بوده است که علم که اینهمه در موردش تأکید شده است را از جنبه های مختلف به خوانندگان عزیز بشناسد. این چند جمله چکیده ای بود در مورد معرفی این مجموعه مقاله که انشاء ا… مطالعه خواهید کرد.


مقدمه

علم چیست؟ اگر به ظاهر کلمه نگاه کنیم از سه حرف ساده تشکیل شده است. اما همین کلمه ساده در خودش معنای وسیع و گسترده ای دارد. علم در فرهنگ دهخدا به معنای دانستن، تعیین کردن، دریافتن، ادراک، استوار کردن، انفاق، معرفت دقیق و با دلیل بر کفیات مهینه و یا حضور معلوم نزد عالم، دانست و یقین، معرفت و هر چیز دانسته، دانش و آگاهی و معرفت و شناسائی، هنر، فضل، به کار رفته است. در فرهنگ دهخدا در بعد از معنای علم سخنانی از شاعران و بزرگان ادبی در این مورد بیان شده که به اختصار چند مورد از آنها را ذکر می کنیم. مثلاً ابوالفضل بیهقی گفته: ما را از علم خویش بهره دادی و هیچ چیز دریغ نداشتی تا دانا شدیم. یا در کتاب کلیله و دمنه آمده است، طلب علم و ساختن توشه آخرت از مهماتست خواجه عبدا… انصاری می‌گوید: علم بر سرتاج است و مال بر گردن غل ...

در فرهنگ دهخدا علم آموختن به معنای تعلیم دادن دانش، یاد دادن علم به دیگران آمده است. در ادامة این مطلب سنائی شاعر بزرگ گفته است و چو علم آموختی از حرص آنکه ترس،‌ کاندر شب- چو دزدی با چراغ آید،‌ گزیده تر برد کالا.

در فرهنگ دهخدا علم دارای تقسیمات زیادی است که به چند نمونه از آنها به صورت فهرست وار اشاره می‌کنم. علم احجار، علم اخلاق، علم ادب،‌ علم ادیان، علم استخراج (بیان احکام به واسطه قواعد نجومی یا رملی)، علم انشاء (مطالب را نیکو و فصیح نوشتند)، علم اندازه (هندسه)، علم با کار (علمی که عمل شود)، علم بدیع، علم بلاغت هر چند مورد دیگر، … اگر بخواهیم همة آنها را ذکر کنیم در اینجا نمی گنجد.

علم در فرهنگ معین هم علاوه بر معناهایی که در فرهنگ دهخدا آمده است به معنای ادراک مطابق یا حصول صور اشیا نزد عقل چه آنکه نفس معلوم باشد که علم حضوری است و یا به واسطة معلوم باشد که علم حصولی است. علم نوریست مقتبس از مشکات نبوت در دل بنده مؤمن که بدان راه یابد بخدای یا به کار خدای یا به حکم خدای.

علم در فرهنگ معین هم تقسیمات به خصوصی دارد که به چند نمونه از آنها در ذیل اشاره شده است.

- آخرت (علمی که به فساد بودن فاسد نشود و آن علم تأمین سعادت آخرویست)، - اجمالی (علم به اشیا در مقام اجمال)، سیر اخلاق (علم اخلاق)، - ادنی (علم طبیعی)، - اعلی (علم الهی)، - اقوال (علم به قواعد سخن گفتن، - برهان (علم منطق) و …

اما خود علم در زبان فارسی و عربی بود و معنای متفاوت به کار برده می‎شود و غفلت از این دو نوع کاربرد اغلب به مطالعاتی عظیم انجامیده است، 1- معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است به همه دانستینها صرف نظر از نوع آنها علم می گویند و عالم کسی را می گویند که جاهل نیست. مطابق این معنا اخلاق، ریاضیات، فقه، دستور زبان، مذهب، زیست شناسی و نجوم همه علم اند و هر کس یک یا چند رشته از آنها را بداند عالم دانسته می‎شود.

خداوند به این معنا عالم است، یعنی نسبت به هیچ امری جاهل نیست و برای او مسأله مجهولی وجود ندارد. محتوای قرآن به این معنا علمی است یعنی که مجموعه یی از دانستنی هاست و هر کس آنها را بداند عالم به قرآن است. همه فقها عالم اند و هر کس از خدا و صفات و افعال او آگاهی داشته باشد نیز عالم است، دیده می‎شود که در دین معنای علم در برابر جهل قرار می‎گیرد، کلمه KNOWLEDGE در انگلیسی CONNALSSANCE در فرانسه معادل این معنای علم اند. 2- کلمه علم در معنای دوم منحصراً اگر بدانستنی هایی اطلاق می‎شود که از طریق تجربه مستقیم حسی بدست آمده باشند. علم در اینجا در برابر جهل قرار نمی گیرد بلکه در برابر همة دانستنیها قرار می‎گیرد. که مستقیماً از آزمون حسی برنمی خیزند. اخلاق (دانش خوبی ها و بدیها) متافیزیک (دانش احکام و عوارض هستی مطلق) عرفان (تجارب درونی و شخصی) منطق (ابزار هدایت فکر)، فقه، اصول، بلاغت و … همه بیرون از علم به معنای دوم آن قرار می گیرند. و همه به این معنا غیرعلمی اند. کلمه science در انگلیسی و فرانسه معادل این معنای علم اند. دیده می‎شود که علم در این معنای بخشی از علم به معنای اول را تشکیل می‎دهد و به سخن دیگر علم تجربی نوعی از انواع دانستنیهای بسیاری است که در اختیار بشر می‎تواند قرار گیرد.

رشد علم به معنای دوم عمدتاً از آغاز دوره‌ی رنسانس به بعد است در حالیکه علم به معنای مطلق آگاهی (معنای اول) تولدش با تولد بشریت هم آغاز است. این بود مختصری از معنای علم در دو زبان فارسی و عربی. حالا که معنای علم تا حدودی روشن شده ببینیم که چرا علم تا این اندازه در دین ما و در قرآن از اهمیت والایی برخوردار است. و اینهمه آیه و حدیث در مورد آن آمده است.

خدای متعال دانش را سبب کلی برای آفرینش همه عالم علوی و منطقی قرار داده و این اندازه از جلالت و فخر در حق دانش کافی است که خدای در کتاب حکمش از نظر بینائی و یادآوری ارباب معرفت می فرماید و خدا کسی است که هفت آسمان را ایجاد فرموده، و از زمین مانند آسمان آفریده، و امر خود را میان آنها فرو فرستاد، تا بدانید که خدا بهر چیزی توانا است و دانش او بهر چیزی احاطه دارد، همین آیه بر شرافت علم کافی است، بویژه علم توحید که اساس هر علم و مدار هر دانش است،‌ خدای متعال دانش را بالاترین شرافت و بزرگترین عزت برای فرزند آدم قرار داده و نخستین سنتی که پس از آفرینش و ظهور او از کتم عدم بیضا و نور وجود است نهاده نعمت دانش است، چنانچه د سورة علق که اولین سورة منازلة پیمبر اوست می فرماید: (إقرا اسم ربک الذی خلق،‌ خلق الانسان من علق، اقرا و ربک الاکرم، الذی عَلم بالقلم، نیکو تدبر کن چگونه افتتاح فرموده کتاب خود را که باطلی در او نیست و از جانب حکیمی فرو فرستاده شده که شبهه در کلام او راه ندارد به نعمت ایجاد، از آن پس نعمت دانش را بر بشر خوانده، و اگر نعمت و منتی بعد از نعمت ایجاد بالاتر از دانش بوده، خدای بدین نعمت بزرگ اختصاص نمی داد و در این آیه علاوه بر آنکه حسن براعت و دقائق معانی و حقایق بلاغت را مراعات فرموده، نور هدایت و راه دلالت به صراط مستقیم را منوط به علم دانسته.

خدای متعال در قرآن میان نعمت دسته جمع فرموده خبیث، طبیب، کور و بینا، تاریکی و روشنی، بهشت و دوزخ، گرمی و سردی، و هرگاه تفسیر این موضوع را با تدبر درک کنی خواهی فهمید که مراد از همه علم است.

خداوند پیغمبر خود را با آنکه در علم و حمت به بینهایت رسیده بود مأمور به تقاضای علم و دانش فرموده که در سورة طه آیه 113 به این موضوع اشاره فرموده (و قُل ربِّ زدنی عِلما) این چند جمله اندکی بود از فضیلت علم و دانش که خدای متعال در قرآن بیان فرموده. اما تنها در قرآن اشاره نشده بلکه در احادیث پیامبر اکرم (ص)، ائمه معصومین (علیهم السلام) به این مورد تائید فراوان شده است در زیر به چند نمونه از این احادیث به اختصار پرداخته شده است.

پیغمبر اکرم فرموده: اگر در حق هر کس خدای متعال آهنگ خیر و نیکی عطا فرماید او را فقیه در دین نماید. همچنین در جای دیگر می فرماید: فراگرفتن دانش سنت است بر هر مرد مسلمان. صفوان بن عسال گفت خدمت پیغمبر (ص) مشرف شدم آن حضرت در مسجد جلوس داشت و بر برد قرمز رنگی تکیه فرموده بود، عرض کردم آمدم دانش فراگیرم، فرمود آفرین به طالب دین، زیرا طالب علم را فرشتگان به بالهای خود احاطه کنند، سپس بعضی از آنها بر بعضی دیگر از کثرت محبتی که به دانش دارند بالا روند تا به آسمان دنیا رسند این بود روایتی از پیامبر در مورد اهمیت و برتری علم از زبان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله). هر چند این احادیث زیاد است اما در اینجا نمی گنجد که همه اینها را ذکر کنیم و لذا به همین چند مورد بسنده می کنیم.

اما بعد از این مطالب نگاه مختصری داشته باشیم به تاریخ علم و طبقه بندی آن در ایران. آنچه که از نوشته ها و مطالب موجود در کتابها به دست می آید، نشان می‎دهد که از حدود هزاره های سوم پیش از میلاد در برخی از جوامع متمدن واقع در جنوب غربی ایران فضای علمی وجود می داشته است. البته جو علمی آن زمانها به صورت امروزی نبوده است بلکه محدود به نیایشگاهها و حلقه های متشکل از کاتبان معابد بوده. اما علیرغم محدود بودن فضای علمی در آن زمان، اندیشه ها و ابداعات چشمگیری در علوم ریاضی و ستاره شناسی و هندسه در همان حلقه های علمی نضج گرفت. نمونه این مورد می‎توان به پیشرفت کاتبان شوشی و سومری در جبر و حساب و مثلثات و ستاره شناسی که بدان نائل آمدند گواهی داد. با توجه به این مطالب می‎توان نتیجه گرفت که در دوره های باستان هم فضای علمی وجود داشته است، هر چند اطلاعات زیادی در مورد آنها نداریم اما همین چند مورد را می‎توان دلیل عمده ای برای اثبات مطلب خود در نظر گرفت. از سنتهای ایران باستان و از دوران پیش از اسلام در طبقه بندی علوم اطلاعات بسیار مختصری در دست داریم و تقسیم بندیهایی را که از طبقات اجتماعی مردمان در زمان جمشید پادشاه پیشدادی انجام گرفته شاید بتوان گونه ای گروه بندی اولیه در این زمان به شمار آورد. در اوستای زردشت نیز تا در جائی که سخن از پزشکی و انواع درمان دهندگان آورده به تقسیم بندی های چندگانه طبیبان (شفادهندگان روانی، داروپزشکان، و جراحان) اشارت رفته است.

در ایران دوره اسلامی، نخستین طبقه بندی های جامع از علوم، که آن را باید اولین طبقه بندی در جهان اسلامی نیز دانست، از اوایل سدة چهارم هچری با اثر گرانقدر فارابی در این زمینه (یعنی کتاب احصاء العلوم)، انجام گرفته است. در همان عصر نیز گروه اخوان الصفا در رسائل خویش طبقه بندی های دیگری از دانشها ارائه دادند و به گونه ای منسجم انواع دانشها را بر طبق طرحی آرمان مند دسته بندی نمودند. البته تقسیم بندی ها و طبقه بندی های دیگر توسط نویسندگان و اندیشمندان دیگری انجام گرفت که در اینجا به صورت فهرست وار به ذکر آنها پرداخته شده است. 1- دانشنامه مفاتیح العلوم، خوارزمی 2- جامع العلوم از فخر رازی 3- درة التاج لغرة الدجاج از قطب الدین شیرازی 4- نفایس الفنون فی عرایس العیون از شمس الدین محمدبن محمود آملی 5- کشاف اصطلاحات الفنون از محمد تهانوی … در اینجا برای نمونه طبقه بندی فارابی ذکر شده است.

فارابی با نوشتن کتاب احصاء العلوم هدفش این بود که علوم متداول تا آن زمان را به گونه ای نظام یافته برشمارد و هر یک را به اجمال توصیف نماید. فارابی در انجام این کار به توفیق مهمی دست یافت که کار کوتاه اما پرارزش او بعداً سرمشقی برای اندیشمندان دیگر گشت.

فارابی کتاب احصاء العلوم را به پنج فصل تقسیم کرده که جمعاً شامل هشت علم می‎باشد به این ترتیب: 1- علم زبان، 2- منطق، 3- علم تعالیم (ریاضیات)، 4- علم طبیعی، 5- علم الهی، 6- علم مدنی، 7- علم فقه، 8- علم کلام. از دیدگاه دیگر، فارابی علوم را به دو بخش، یکی علوم نظری و دیگری علوم عملی تقسیم نموده است. علوم نظری در این تقسیم بندی شامل ریاضیات، علم طبیعی، علم الهی (یا مابعدالطبیعه) می‎باشد. علوم علمی در تقسیم بندی فارابی به دو بخش علم اخلاق و علم سیاست تقسیم گردیده است. این بود مختصری در مورد تقسیم بندی فارابی در علوم.



ارزش علم

1- هر کسی بخشی از دانش را فراگیرد که آنرا به مردم تعلیم دهد، ثواب هفتاد دصیق به وی عطا شود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)- احیاء علوم الدین، ج 1- برگرفته از چهل حدیث)

2- کسی که در راهی رود که در آن دانشی جوید خدا او را به راهی سوی بهشت برد، همانا،‌ فرشتگان با خرسندی بالهای خویش برای دانشجو فرو نهند و اهل زمین و آسمان تا برسد به ماهیان دریا برای دانشجو آمرزش طلبند و برتری عالم بر عابد مانند برتری ماه شب چهاردهم است بر ستارگان دیگر و علما وارث پیمبرانند زیرا پیمبران پول طلا و نقره بجای نگذارند بلکه دانش به جای گذارند، هر که از دانش ایشان برگیرد بهره فراوانی گرفته است. (رسول خدا (ص)- اصول کافی، ج اول)

3- کسی که دوست می دارد نگاهش به چهرة کسانی افتد که از آتش دوزخ در امانند، باید به متعلمان و دانشجویان بنگرد. (حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)- تعلیم و تربیت اسلام)

4- آنگاه که دانشجو- برای دانش آموختن- خانة خود را ترک می‌گوید تا آن لحظه ای که دوباره به خانه خویش باز می گردد- [باید این مدت رفت و برگشت او را فرصتهای طلائی او به شمار آورد زیرا سعی او در این رفت و آمد همچون] جهاد در راه خدا محسوب می گردد. (رسول اکرم (ص)- آداب تعلیم و تربیت در اسلام)

5- اگر کسی صبحگاهان خویش را در پویائی از علم آغاز کند، فرشتگان [با بال و پر خویش] بر او سایه می افکنند، و نیز در طول زندگانی خود از یمن و برکت و فراخ روزی برخوردار گشته و کاهشی در رزق او پدید نمی آید. (پیامبر اکرم (ص)- آداب تعلیم و تربیت در اسلام)

6- [رسول گرامی اسلام (ص) به مردم فرمود]: «آنگاه که از بوستانهای بهشت عبور می‎کنید خود را از نعمت های آن اشباع سازید. عرض کردند: یا رسول الله بوستانهای بهشت چیست؟ فرمود: حلقات و جلسات بحث و مذاکره علمی هستند. آنگاه که بر اهل جلسات بحث و گفتگوهای علمی وارد می‎شوند پیرامون آنان را احاطه می‌کنند «[و مراتب عشق و علاقة خود به علم و دانش را با چنان کیفیتی ابراز می نمایند].

(رسول اکرم (ص)- آداب تعلیم و تربیت در اسلام)

7- کسی که دانش بیاموزد و بدان عمل کند و آنرا به دیگران تعلیم دهد، در آسمانها بزرگ خواهد می‎شود. (حضرت عیسی (ع)- احیاء علوم الدین، ج 1- برگرفته از کتاب حدیث)

8- ای دانشجو همانا دانش امتیازات بسیاری دارد (اگر به انسان کاملی تشبیه شود) سرش تواضع است، چشمش بی رشکی، گوشش فهمیدن، زبانش راست گفتن، حافظه اش کنجاوی، دلش حسن نیست، خردش شناختن اشیا و امور، دستش رحمت، پایش دیدار علما، همتش سلامت، حکمتش پرهیزکاری. قرارگاهش رستگاری، جلودارش عافیت، مرکبش وفا، اسلحه اش نرم زبانی، شمشیرش رضا، کمانش مدارا، لشکرش گفتگوی با علما، ثروتش ادب،‌ پس اندازش دروی از گناه، توشه اش نیکی، آشامیدنیش سازگاری، رهبرش هدایت، رفیقش دوستی نیکان.

(امیرالمومنین امام علی (علیه السلام)- اصول کافی ، ج اول)

9- اگر مردم بدانند در طلب علم چه فایده ایست آنرا می طلبند اگرچه با ریختن خون دل و فرو رفتن در گرداب باشد، خداوند تبارک و تعالی به دانیال وحی فرمود که: منفورترین بندگانم نزد من نادانی است که حق علما را سبک شمرد و پیروی ایشان نکند و محبوبترین بندگانم پرهیزکاریست که طالب ثواب بزرگ و ملازم علما و پیرو خویشتن داران و پذیرندة حکما باشد. (امام سجاد علیه السلام- اصول کافی، جلد اول)

10- عالمی که از علمش بهره برد (یا بهره برند) بهتر از هفتاد هزار عابد است.

(امام محمد باقر علیه السلام- اصول کافی، ج 1)

11- هرکه برای خدا علم را بیاموزد و بدان عمل کند به دیگران بیاموزد در مقام های بلند آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت برای خدا،‌ عمل کرد برای خدا، تعلیم داد برای خدا.

(امام صادق (علیه السلام)- اصول کافی،‌ ج 19

12- طلب علم و دانش بر هر مسلمانی واجب است و به راستی خداوند دانشجویان را دوست دارد.

(امام جعفرصادق (ع)- اصول کافی، ج1)

13- «آن گاه که یک جامعه،‌ دانشمند دینی خود را از دست بدهد در [حصار و بارة] آن جامعه چنان شکست و صدمه ای به وجود می‎آید که هیچ نیروئی [جز وجود عالم و دانشمندی همانند او] نمی تواند آن شکست را ترسیم و جبران کند.

(امام صادق (علیه السلام)- آداب تعلیم و تربیت در اسلام)

14- برای شیطان [و شیطان زدگان] مرگ هیچ مؤمنی با اندازة مرگ یک فقیه و آشنایی به مبانی دین محسوب تر نیست» [یعنی دلخواه ترین مرگها- از دیدگاه شیطان و بدخواهان- مرگ یک فقیه و عالم با بصیرتی است که موجب رکود بازار شیطان و ابلیس مآبان می‎باشد.


مقاله نگرشهای مولکولی و فیزیولوژیکی به تحمل خشکسالی

مقاله نگرشهای مولکولی و فیزیولوژیکی به تحمل خشکسالی در 24 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی علوم پایه
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 48 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 24
مقاله نگرشهای مولکولی و فیزیولوژیکی به تحمل خشکسالی

فروشنده فایل

کد کاربری 2102
کاربر

مقاله نگرشهای مولکولی و فیزیولوژیکی به تحمل خشکسالی در 24 صفحه ورد قابل ویرایش

نگرش های مولکولی و فیزیولوژیکی به تحمل خشکسالی

آب عامل اصلی محدود کننده در کشاورزی جهان می باشد. در کل اغلب گیاهان زراعی، حتی به یک تنش ملایم از دست دادن آب نیز به دشت حساس هستند. با وجود این، چند جنس از گیاهان مختص آفریقای جنوبی وجود دارند که قابلیت بسیار بالا برای مقاومت در برابر از دست دادن آب و خشک شدن را دارند. به این جنس ها، گیاهان قیامت "resurrection Plants" گفته می شود.

ما از Xerophta viscose به عنوان نمونه گیاهان قیامت (تک لپه ای) استفاده کردیم تا ژن های مرتبط با تحمل فشار اسمزی را استخراج کنیم. چندین ژن که بصورت متمایز بیان می شوند، در سطوح بیوشیمایی و ملکولی مورد مطالعه قرار گرفتند. این ژنها همان هایی هستند که قابلیت عملکردی خوبی به اشریشیاکلی در شرایط تنش اسمزی می دهند. ما در این مقاله از این آزمایش به عنوان پایه ای برای بحث درباره نگرش های ملکولی و فیزیولوژیکی به تحل خشکسالی، استفاده خواهیم کرد.

(osmoprotectants)، آبسیزیک اسید (ABA) و عوامل رونویسی

مقدمه:

آب یک جزء مهم و اساسی در متابولیسم تمام ارگانیسم های رانده است. آب، انجام شدن بسیاری از واکنش های حیاتی زیست شناختی را بوسیله دارا بودن خصوصیاتی نظیر حلالیت، فراهم کردن محیط انتقال، سرد کردن محیط از راه تبخیر، تسهیل می کند. (Bohert et al., 1995).

در گیاهان و سایر فتواتوتروف ها، آب نقش مهمی در فراهم کردن انرژی مورد نیاز برای پیشبرد فتوسنتز دارد. ملکولهای آب، طی فرآیندی بنام اتولیز شکسته شده و الکترونهایی بر جای می گذارند که این الکترونها برای به چرخه درآوردن انرژی نوری ذخیره شده در فتوسیستم II ضروری می باشند. (Salisbury an Ross, 1992a)

یکی از پیامدهای مهم تنش خشکی، از دست دادن آب پروتوپلاسمی است که منجر به افزایش غلظت یونهایی مانند می شود. در غلظت های بالا چنین یونهایی به طور موثری مانع عملکرد متابولیکی می شوند (Hartung et al., 1998). همچنین افزایش غلظت اجزای تشکیل دهنده پروتوپلاسم و از دست دادن آب سلول باعث ایجاد وضعیت خاصی به نام «حالت شیشه ای: glassy state» می شود. در این حالت، ویسکوزیته مایع موجود در داخل سلول بیشتر می شود که در نتیجه باعث افزایش احتمال برهم کنش های مولکولی و واسرشت شدن پروتئین ها و فیوژن غشا می شوند. (Hartung et la., 1998; Hoekstra et al., 2001).

بنابراین گیاه برای حفظ تورگور سلولی و عملکردهای متابولیکی نیاز به بیان ژنهای خاصی دارد. گروه تحقیقاتی ما می کوشد گیاهان تراژنی زراعی و همچنین وحشی را که قادر به مقاوت در برابر خشکی باشند، ایجاد کند. منبع ژنها گیاهی به نام Xerophyta viscose (Baker) از خانواده Vello=iaceae است که متعلق به گروه کوچکی از نهاندانگان می باشد. این گیاه به علت قابلیت فوق العاده تحمل خشکی به «گیاه قیامت» ملقب شده است (Farrant, 2000, Gaff, 1977).

این گیاه (X. viscose) تا 5 درصد محتوای آب نسبی (RWC) می تواند آب از دست دهد و آبیاری مجدد این گیاه تقریباً به مدت 80 ساعت آنرا سیراب کرده و گیاه فعالیت های یزیولوژیکی خود را از سر می گیرد. (Sherwin and Farront, 1998).

ژنهایی که در این مقاله مورد بررسی قرار خواهند گرفت، شامل موارد زیر هستند: (XVPer 1 (کد کننده یک آنتی اکسیدان)، VATP1XV (کد کننده یک پروتئین زیر واحدی C مانند از آنزیم –H+ آدنوزین تری فسفاتاز)، XVGOLS (کد کننده یک گالاکتینول سنتاز)، ALDRXV4 (کد کننده یک آلدوز ردوکتاز)، XVSAP1 (کد کننده یک پروتئین متصل شونده به غشای سلولی) و DREB1A (کد کننده یک عامل رونویسی). برای تعیین اثرات ناشی از بیان این ژنها در تک لپه ای ها، آنها را به گیاه علفی بنام Digitaria sanguinalis انتقال دادیم و برای انتقال این ژنها خودمان یک سیستم انتقال طراحی کرده ایم (chen et al., 1998). سپس اگر نتایج مثبت باشند، ژنها به محصولات زراعی مانند ذرت (Zea mays) نیز منتقل خواهند شد. برای انجام چنین کاری بر روی دو لپه ای ها، ما نخست آن ژن ها را به Arabidopsis thaliana و Nicotina tobacum منتقل می کنیم.

پدیده تحمل خشکی یک پدیده پیچیده است که شامل بیان سازمان یافته ژنهای زیادی است (Walters et la., 2002) به عبارت دیگر، برای بدست آوردن گیاهان مقاوم در برابر خشکی، چند ژن باید به طور همزمان بیان شوند (Co-expression).

به عنوان مثال، بیان XVPer1، که به نظر می رسد DNA را در برابر گونه های فعال اکسیژن محافظت می کند، همزمان با بیان XVSAP1، که احتمالاً از تراوایی غشا جلوگیری می کند، همراه با بیان XVGOLS و ALDRXV4 که هر دو محافظت کننده اسمزی هستند، مجموعه ای از پروتئین های مرتبط به هم را نتیجه می دهد که با همکاری یکدیگر خصوصیت مقاومت در برابر خشکی را نتیجه می دهند.

برخی تغییرات ساختاری و فیزیولوژیکی ایجاد شده در سطح سلولها و در نتیجه در تمام پیکر گیاه از آنجائیکه پاسخ گیاهان به خشکی پیچیده و مختلف است، بنظر نمی رسد که فقط یک ژن در ایجاد تحمل خشکی نقش داشته باشد. بنابراین نیاز به درک پاسخ فیزیولوژیکی گیاهان تحت شرایط کمبود آب از اهمیت خاصی برخوردار است. (رجوع شود به Alpert and Oliver, 2002; Levitt, 1980, Walters et la. 2002 برخلاف گیاهان عادی، که پتانسیل آب را بالاتر از محیط حفظ می کنند و تلاش می کنند به فعالیت خود در دوره های کمبود آب ادامه دهند، گیاهان مقاوم خشکی یک استراتژی کاملاً متفاوت را به کار می گیرند: بافت های زنده تمام آب آزاد خود را از دست می دهند و سپس به طور آنی آب در دسترس بافت ها قرار می گیرد. این توانایی غیرعادی برای بقا در فقدان شدید آب در بافتهای زنده فقط در 100 نهاندانه مشاهده شده است (Gaff, 1977). اگر چه گیاهان قیامت ارزش اقتصادی چندانی برای کشاورزی ندارند، فهم بیشتر این پدیده می تواند نگرشهایی در مکانیسم های ممکن برای بهبود مقاومت گیاهان زراعی، ایجاد کند. در واقع روشهای زیادی وجود دارد که بوسیله آنها گیاهان مختلف به خشکسالی پاسخ می دهند (خلاصه شده در نمودار 1)

شکل 3- دیاگرام نشان دهنده عملکرد محلولهای سازگار

a) در حالت هیدراته، حضور آب برهم کنش ملکولهای ناپایدار کننده را کاهش می دهد.

b) در سلولهای تحمل کننده شوری، سنتز محلولهای سازگار به طور ترجیحی، اتصال مولکولهای ناپایدار کننده را حذف می کند و کونفورماسیون طبیعی پروتئین را پایدار می کند.

c) در سلولهای حساس، کمبود محلولهای سازگار منجر به اتصال ترجیحی ملکولهای ناپایدار کننده به سطح پروتئین می شوند که منجر به تخریب
می شود.

از ژنهای شناسایی شده از X. viscosa، در CDNA پاسخی به خشکی هستند که یک گالکتینول سنتاز (x Vgols) و یک آلدوز ردوکتاز (ALDRXV4) را کد می کنند که ممکن است اجزای مهمی در بیوسنتز محلولهای سازگار باشند.

فهمیده شده است که XVGols در برگهای X. viscosa در طی تنش شوری میزان بالای دارد. آنزیم های Gols اولین مرحله سنتز الیگوساکاریدهای خانواده رافینوز (RFDS) را اجرا می کند، کربوهیدرات های اصلی محلول که در دانه و در سایر بافتهای زنده گیاهان وجود دارد. گالاکتینول یک glactoside از myo- inosital، یک ملکول غیرعادی است که به طور خاص در گیاهان یافت می شود. بیوسنتز گالاکیتنول بوسیله galactosylransferase galactinal synthase کاتالیز می شدو که از UDP- galactcse, myo-inositol به عنوان سوبسترا استفاده می کند.

RFOها مشتقات ساکاز هستند که در آنها واحدهای گالاکتوزیل به moiety گلوکزی ساکارز از طریق پیوندهای –(1-6)، اضافه شده است. معمولی ترین آنها رافینوز تری ساکارید، stachyose تتراساکارید و verbascose پنتاساکارید است. اولین گام در بیوسنتز RFOها انتقال برگشت پذیر ریشه گالاکتوزیل از ملکول دهنده (گالاکتینول) به ساکارز است. این واکنش در تشکیل رافینوز انجام می شود که عضو اول این خانواده است و به عنوان ملکول گیرنده برای انتقال ریشه گالکتوزیل دیگر از گالاکتینول برای تشکیل STACHYOSE عمل می کند. این واکنش ها بوسیله آنزیم های رافینوز سنتاز و STACHOSE SYNTHASE به ترتیب کاتالیز می شوند. با وجود اینکه مشتقات بالاتر RFOها شناسایی شده اند، اطلاعات خیلی کمی در مورد بیوشیمی آنها موجود است.

RFOها به طور گسترده به عناون عوامل اصلی تثبت کربن در گیاهان اختصاصی شده اند. در این مطالعات بعلاوه رابطه ای را میان انباشته شدن RFOها و تنش های ناشی از سرما، خشکی و شوری مشاهده شده است که آشکار کننده نقشی برای RFO ها در سازگاری با تنش می باشد. سه ژن Gols پاخسی به تنش جدا از هفت ژن Gols در A-tholiana شناسائی شده اند. فهیمده شده است که دو تای اینها تحت تأثیر تنش خشکی و شوری بالا افزایش پیدا می کنند، در حالی که سومی بوسیله تنش سرما افزایش پیدا می کند. گیاهان A. thalian تراژنی شده که یکی از این ژنهای پاخسی به خشکی را با میزان بالا بیان می کنند، فهمیده شده است که دارای میزان بالای گالاکتینول و رافینوز هستند و نسبت به نوع وحشی گیاه تحمل خشکی بهتری را به نمایش می گذارند. این نتیجه نشان دهنده نقش های داتی برای گالاکتینول و رافینوز به عنوان محلول های سازگار می باشد. حضور چندین ژن Gols با بیان شدن بالا در پاسخ به تنش های مختلف بسیار مشابه هم است. در Ajuga reptans، دو ایزوفرم عملکردی Gols که در تثبیت کربن نقش دارند، شناسایی شده اند. ما XV Gols را به عنوان Gols دوم که از مجموعه DNA بدست مده از برگهای X. viscosa قرار گرفته در معرض تنش سرما بدست آمده است، شناسائی کرده ایم (داده منتشر نشده).

کارهای بیشتر در مورد آزمایش میزان گالاکتینول و رافینوز در طی تنش خشکی در گیاهان X. viscosa و D. Sanguinalis که Gols XV را با میزان بالا بیان می کنند، درفهمیدن تنش RFOها در تحمل خشکی مفید خواهد بود.

آلدو ردوکتازها (Ars) مونومرهای وابسته به NADPH هستند که متعلق به ابر خانواده آلدو-کتوردوکتاز می باشند. این آنزیم ما مسئول کاهش قندها به الکل های مساوی آنها هستند و فعالیت های کاتالیتیکی گسترده ای روی قندها آلدوزی و آلدهیدها دارند. ARها به عنوان آنزیم های محدود کننده سرعت در مسیرهای بیوسنتزی پلی اول خدمت می کنند و در سنتز sorbitol از گلوکز -6- فسفات از طریق واسطه sorbital-6-phosphote، نقش دارند.

در تحقیق ما آنالیز لکه شمالی و جنوبی نشان داد که AR استخراج شده از X. viscosa (ALDRXV4) درطی تنش خشکی در ان برگها بیان شده است. فهمیده شده است که میزان polyol sorbitol نیز در برگها در طی تنش خشکی بالا می رود. تجمع sorbitol در برخی گیاهان عالی تر که در معرض hyperosmcsis شدید قرار رگتفه اند نشان داده شده است. ما علاوه بر آن نشان دادیم که ARها از برگهای X. viscosa از گلوکز به عنوان سوبستر استفاده می کنند. این فرآیند مشابه آنست که ARهایی مانند ALDRXV4 از X. viscosa در بیوسنتز پلی اول در زمان تنش خشکی و با تبدیل کردن گلوکز -6- فسفات به sorbitol، عملکرد داشته باشند.

در گیاهان عالی تر بسیاری دقت تنش دهیدراته شدن، متابولیسم کربوهیدرات به نفع تبدیل سایر قندها به ساکارز، تغییر وضعیت می دهند. ما اثرات دهیدراته شدن را روی انباشته شدن ساکارز در گیاهان قیامت X. viscosa، craterostigma wilmsii, sporobolus staphinus، مطالعه کرده ایم. در همه موارد افزایش انباشته شدن ساکارز در پاسخ به تنش خشکی- البته در گونه های مختلف با درجات متفاوت- مشاهده شد که نشان دهنده نقش برای ساکارز در بدست آوردن تحمل خشکی دراین گیاهان می باشد. چنین به نظر می رسد که ساکارز به عنوان یک osmoprotectunt با مشخصات ویژه، غشای سلولی را پایدار کرده و تورگور را حفظ می کند. به عناون یک قند احیاء کننده که به آسانی قابل متابولیسم باشد، ساکارز می تواند به عنوان یک منبع انرژی متوسط در rehydration، خدمت کند.

طراحی موفق مسیرهای متابولیکی برای برخی از محلولهای ساکارز مانند glycine betaine، sprbitol mannitol، توهالوز و پروسین منجر به ارائه نتایجی از گیاهان تراژنی شده است که مقاومت افزایش یافته ای در سراسر تنش خشکی، شوری بالا وتنش سرما از خود نشان می دهند. مشابه با آن بیوسنتز محلولهای سازگار می تواند مکانیسم کلیدی باشد که گیاهان مقاوم به خشکی را در برابر اثرات تضعیف کنندهت فقدان آب در سلول، قادر به بقا می سازد. کار گذاشتن ALDRXV4 و XVGols در داخل گونه های گیاهان حساس به خشکی مانند علف تک Golsپه D. Sanguinalis، برای بررسی عملکردهای این آنزیم ها در بیوسنتز استمولیتی مفید خواهد بود و همچنین می تواند پایه ای برای ترانسفورماسیون بعدی به گونه های زراعی که زا لحاظ کشاورزی مهم هستند (مثل ذرت)، باشد.


مقاله نگهداری و پشتیبانی، حمل و نقل و طراحی شهری

مقاله نگهداری و پشتیبانی، حمل و نقل و طراحی شهری در 27 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی علوم انسانی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 27
مقاله نگهداری و پشتیبانی، حمل و نقل و طراحی شهری

فروشنده فایل

کد کاربری 2102
کاربر

مقاله نگهداری و پشتیبانی، حمل و نقل و طراحی شهری در 27 صفحه ورد قابل ویرایش

چکیده:

این متن در واقع یک دید جهانی از پشتیبانی که در مورد شهرها صورت می‎گیرد آماده می نماید. آن بیان می دارد که بسیاری از توافقات در حال رشد هستند از جمله طراحانی که نگهداری یک اساس عالی را برای یک برنامه‌ریزی کلی و برای پیچیدگی های یک جامعة در حال ساخت آماده می نمایند. اگرچه مخالفتهای روشنی در رابطه با توزیع و انتشار آن و در رابطه با چگالی و تراکم شهرها و زیرساختهای حمل و نقل وجود دارد. بعضی راه حلهای مفید هم دنبال خواهد شد.

مقدمه:

توسعه پشتیبانی یا پشتیبانی به طور ساده به این معنا است که سابقه جهانی هیچ توسعة اجتماعی یا اقتصادی نباید به محیط زیست آسیب برساند.

این فکر از مرحله سیاسی جهانی در دهة سوم قرن بیستم گسترش یافت که تاکنون نیز در قسمتی از جامعه به چشم می خورد. پشتیبانی همة قوانین و شغلها و حرفه ها را تغییر می‎دهد و پیچیدگیهای بسیاری را در رابطه با این که چگونه مردم برای آیندة خود پیش بینی کنند را توسعه می‎دهد. (Pezzoli, 1997) . تقاضا جهت برنامه‌ریزی شهرها پر از جذابیت و بحث و مجادله است.

منشأ برنامه‌ریزی منطقه ای و شهری به طور محکم مربوط است به خواستن ایجاد توسعه در محیط زیست و ایجاد آیندة بهتر. نگرش Ebenzer Howard و Patrick Geddes و Lewis Mumford همه ریشه در این مطلب دارد که نیاز به این است که شهری سبز داشته باشیم. امروزه طراحان بسیاری وجود دارد که از نگهداری و پشتیبانی برای استدلال این که چرا آنها در حال برنامه‌ریزی راههایی که انجام می دهند هستند. این متن سعی بر آن دارد که راههایی را که پشتیبانی شکل می‎دهد تا چگونه برنامه‌ریزی صورت گیرد را به اثبات می رساند و تفاوتهایی که در طراحان مشاهده می‎شود مربوط به توسعة پشتیبانی می باشد، این مسائل مرتبط به نگهداری است که طراحان تعیین می‌کنند.

Ž این که این مسئله تا چه اندازه ضروری است که از چهارچوب برنامه‌ریزی کلی استفده شود و مراحل برنامه‌ریزی چگونه باید با جامعه و چشم اندازهای جامعه در حال ساخت شروع گردند.

Ž مسائلی که طراحان را تقسیم می‌کند.

Ž دید طراحان در رابطه با اندازة شهرها چگونه است.

Ž دید طراحان در رابطه با تراکم و وابستگی به ماشین و دید طراحان در رابطه با سرمایه گذاری زیرساختهای حمل و نقل چگونه است بعضی از راه حلها در رابطه با این مسائل سعی و تلاش خواهد شد.

مفهوم پشتیبانی

توسعة پشتیبانی توسط کمیسیون Brundtland در سال 1977 بعد از این که به آنها وظیفة راه حل اختلافات جهانی آشکار بین توسعه و محیط زیست داده شد ( 1987و WCED). آنها به این نتیجه رسیدند که امکان‌پذیر است که جهان را به توسعه برسانیم به همان صورتی که محیط زیست به توسعه می رسد اگر:

Ž ملتهای با درآمد بالا مسئولیت و وظایف خود را در رابطه با کاهش مصرف منابع طبیعی با گام برداشتن در جهت مراحل توسعه، توسعه تقسیم ملتهای با درآمد اندک به آنها که بیشتر نیاز دارند. در این صورت رشد جمعیت ثابت خواهد و سوء استفاده از منابع طبیعی به آسانی انجام خواهد شد.

Ž همه ملتها نیاز به این دارند که توسعه را به عنوان هدف جامعه ببینند بنابراین توسعه باید بصورت ذاتی و به خودی خود مراحل را از پایین به بالا به انجام برساند.

Ž همه حرفه ها و قوانین نیاز به تنظیم و دسترسی یکپارچه و کلی بیشتری دارند. اگر پشتیبانی تبدیل به یک متغیر واقعی گردد تأکید این صفحه بر این می‎باشد که در چهارچوب تفکر نسبت به توسعه پشتیبانی و نگهداری تفاوتهای واضحی وجود دارد. که در این تفاوتها برنامه ریزان راههای نگهداری را پیشنهاد می‌کنند. به طور کلی شرایط به صورت یک سری مسائل و مطالب بحث برانگیزد شدید دیده نمی‎شوند و به حساب نمی آیند و در حقیقت به صورت یک پیمان منطقه ای محکم می‎باشد.

پیمان و موافقت نامه: چهارچوب های کلی نگری و پردازش برنامه های جدید در طی نگهداری:

دیک در سال 1988 پیشنهاد داد که نگهداری و پشتیبانی یک مفهوم یا راهکار می‎باشد که مفهوم آن دعوت به یک تئوری یا نظریه برنامه‌ریزی و به صورت برنامه‌ریزی رایج و متداول می‎باشد. (تئوری برنامه‌ریزی رایج). زیرا برنامه‌ریزی اولیه،‌ اصولاً از اصول اجتماعی مدرنیته تبعیت می‌کند. در این شیوه و دیدگاه، مدرنیسم در ارتباط با رشد و توسعه، بستگی به افزایش منابع قابل استفاده، پشتوانه های اقتصادی،‌ متخصصان برنامه ریز و کارشناسان ماهر دارد. تعداد کمی از برنامه ریزان از عقیده و نظر جدید مدرنیسم در هزارة جدید حمایت می‌کنند و بانک جهانی نیز به نظر می رسد با این مفهوم و راهکار پایه ای که بیانگر نحوه توسعه نگهداری و ودیدگاه نسبت به آن می‎باشد موافق است. (1999)به خصوص در مناطقی که پیمان منطقه ای وجود داشت و ظهور کردند نیاز به یک چهارچوب برنامه‌ریزی نوین و کلی نگری در رابطه با آن و همچنین نیاز به پردازش برنامه های دقیق و حساس جامعه ای می‎باشد.

چهارچوب های کلی نگری:

اصول برنامه‌ریزی که در بالا اشاره شد می‎تواند در شهرها به صورت کاربردی باشد. اگرچه راهنمایی در رابطه با عملکرد آن به صورت مشخص و واضح در مدارک سازمان ملل یا صورت جلسه 21 وجود ندارد. بیان اینکه مهمترین جنگ و کشمکش محیطی در گذشته، جنگ و دعواهای خارج شهری بودند می‎تواند نسبتاً درست باشد. ولی آگاهی در جهت احتیاج به برگشت به شهرها در حال حاضر مورد شناخت و بررسی جهانی بوسیله (محیط شناسان) (افرادی که در رابطه با محیط تحقیق می‌کنند) و دولت و صنعت می‎باشد. (مرکز سازمان ملل برای اسکان و استقرار بشر).

آندر در سال 1991 در مرور کلی در رابطه با جنبش نگهداری و پشتیبانی شهرها نکات برجسته زیر را برشمرد:

جنبش نگهداری شهرها به صورت واحد در نظر گرفته می‎شود و آگاهی از تقاضاهای محیطی در شهرها میدان خوبی را جهت رفتار مناسب ایجاد می‌کند.

یکی دیگر از مهمترین موضوعاتی که در میان ادبیات نگهداری شهری جریان دارد نیاز به حل مشکلات نسبت به دیدگاه به شهرها به عنوان اکوسیستم می‎باشد. مانند نظریه تیجلینگی که در سال 1993 به صورت زیر ارائه شد:

شهرها به صورت یک اکوسیستم پیچیده و به صورت دینامیکی درک و تعریف می‎شوند. یعنی به صورت شیی مجازی نمی باشند بلکه به صورت یک مفهوم جاندار و زنده می‎باشد و سیستم های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نمی تواند از قواعد جانداریابی جان تبعیت ننماید. رهنمودها برای این کارها باید به صورت قواعد صفحه 7 تغییر پیدا کند.

شهرها بمانند یک اکوسیستم باز می باشند که دارای منابع تولید انرژی و مواد می‎باشد. مهمترین مشکلات محیطی (هزینه های اقتصادی) بیشتر مربوط به نگهداری در رابطه با رشد این منابع و مدیریت در جهت بازده و کارایی بیشتر آنها می‎باشد.

با نگاه به شهرها به صورت کلی و آنالیز کردن راههایی که انرژی، مواد و آلودگی جابجا می‎شوند این امکان به وجود می آید که درک صحیحی بین مدیریت سیستم ها و تکنولوژی ایجاد نماییم که با اجازه کنترل پردازشهای طبیعی، افزایش بازده منابع مورد استفاده، بازیافت زباله ها در جهت استفاده از مواد با ارزش و نگهداری یا تولید انرژی را بدهد.

در حال حاضر آکادمی های فعال که تنظیم در رابطه با اینکه نگهداری شامل چه چیزهایی است و نحوه کاربرد آنها در شهر چگونه می باشد، وجود دارد. (اسلوکوبید 1993 و سیتلین و سترویت 1994) ولی چیزی که واضح می‎باشد این می‎باشد که استراتژی ها و برنامه های زیادی در سرتاسر دنیا وجود دارد که در بعضی ملل اجرا شده است. چهارچوبهای کلی نگری مانند مدل توسعه متابولیسم (نیوتن و کن ورتی 1999 و بویدن اتال 181 و نیومن اتال 1996)، اثرات اکولوژیکی (واکر ناگل ریس 1996) و انجام برنامه‌ریزی محیطی و منطقه ای (لیتمن 1999). همه اینها به صورت یک چهارچوب جدید برنامه‌ریزی مطرح شدند.

موضوع درس: مدل توسعه متابولیسم و کاربرد آن برای ساکنین پراکنده:

مدل توسعه متابولیسم، توانایی مشخص کردن هدف را به شهر جهت نگهداری بیشتر می‎دهد. این مدل به شهر یا توسعه (حتی تجارت) کمک می‌کند. تا به یک رویکرد یا دیدگاه منظم دستیابی پیدا کند که تمام دستورهای کاری مربوط به نگهداری محلی و سراسری را پوشش دهد و برآورده سازد. که این دیدگاه توسط نیومن و کن ورتی در سال (1999) مطرح شد و توسط میزگرد هیات ساکنین در سازمان پردازش گزارشات محیطی استرالیا پذیرفته شد. (رجوع به نیومن در سال 1996)

این مدل هدف نگهداری در شهرها را تعریف می‌کند بطوری که موجب کاهش استفاده از منابع طبیعی می‎شود و تولید اشغال می‎شود که به صورت هم زمان موجب بهبود شرایط زندگی و زیست خواهد شد.

بنابراین این هدف می‎تواند با توجه به توانایی های محلی و منطقه و سراسری اکوسیستم ها مناسب باشد. که آن در شکل 1 شرح داده شده است. متابولیسم یک روش سیستم بیولوژیکی است که به بررسی داده ها و باز داده های اضافی منابع می پردازد. که این روش توسط چندین آکادمی در طول 30 سال گذشته به عهده گرفته شده اگرچه آن اگر جهت خط مشی توسعه برای برنامه‌ریزی شهرهای بزرگ مورد استفاده قرار گیرد میزان آن کاهش خواهد یافت. (ولمن 1965، بویدن و همکارانش 1981 و گیراردت 1992). شکل 1 نشان می‎دهد که چگونه راهکارهای متابولیسم پایه توسط ما که شامل نحوه قرارگیری دینامیک و سکنی گزینی در محل سکونت است را گسترش دهد.

پردازشهای برنامه ای:

یکی از محکم ترین و اصلی ترین مفهوم و راهکار نگهداری یا پشتیبانی این می‎باشد که به صورت یک سری آیین نامه و یا مقررات و یا حتی به صورت اصول قطعی نمی باشد اصول آن نیاز به بررسی برای هر جامعه محلی برای درک چگونگی رفتار آن جهت ایجاد آینده بهتری برای فرزندان آنها دارد. (بعنوان مثال، سرکسیان و واش در 1996 و دالی و کب در سال 1989). بنابراین برنامه ریزان در سطح محلی معمولاً چیزی را از واقعیت نگهداری یا پشتیبانی از میان صورت جلسه محلی 21 را پیدا می‌کنند که به صورت یک وسیله یا ابزاری برای برنامه‌ریزی ایجاد شود و بروز کند (از کنفرانس ریو به بعد (ICLBI) در سالهای 1997 و 1996 و سلن در سال 1991، و پارنتیو (1994) بیش از 2000 دولت محلی این برنامه ها را اجرا کردند. بقیه نیز شیوه هایی بر پایه شاخص نگهداری را قبول کردند مانند موضع مسکن نگهداری (موضع مسکن شهری 1993) و یا فعالیتهای برنامه ای محیطی و محلی (لیتین 1999) تمام این پردازش های جدید فشار و تأکید بر این دارد که برنامه حرکت کرده است به سمت ورای شیوه های سنتی مانند ارزیابی تاثیری یا برنامه‌ریزی موقعیتی و استراتژیک که بر پایه پروژه های گرایشی و عملی تفکیک شده اند و از جهت اساس جامعه نیازهای عادی افراد را ارضاء می‌کند. و با هدفهای بازار یکی شده است و دیگر سطوح دولت و شامل دستور جلسه و صورت جلسه های سراسری جدید که در Ric تصویب شده است مطالب امیدوار کننده بوجود آمده در سطح محلی بسیار محکم و مختلف می‎باشد هنگامیکه بررسی های درباره سطح ریشه های گیاهان انجام می‎شود. (بعنوان مثال در کنفرانس مسیرهای پیاده روی برای نگهداری و پشتیبانی 1997 ICLET) علت این مهم احتمالا این می‎باشد که در سطح محلی برای دولت این امکان آسانتر وجود دارد که گامهای زیادی را در یکسان سازی محیطی، اقتصادی، اجتماعی در جهت توسعه سیاسی برای نگهداری و پشتیبانی به عمل آورد. همچنین آنها نزدیک تر می باشند به افراد مضطرب و نیروهای تحمیلی مانند سوخت های فسیلی و راههای که در شکل دهی جمعیت ملی بسیار آشکار می باشد.

در استرالیا رقم دهه گذشته، توضیحی جهت رشته های مختلف درسی و تحصیلی در توسعه شهری است که به نگهداری پشتیبانی معنی می بخشد.

اینها اغلب در تمدن سنتی جدید که اغلب درک و دیدن آن بر روی زمین بسیار مشکل می‎باشد و بسیار متفاوت از ماشین محوری سنتی در حومه می‎باشد. علیرغم معنی نگهداری بنابراین این افزایش تقاضا راهی را برای بررسی ادعاهای ایجاد شده که به وسیله توسعه دهندگان و تصمیم گیرندگان بدهند خیال نگهداری برای کاهش ردپای اکولوژیکی و کیفیت و سطح بهتر زندگی. مهمترین تکنیک ظاهر شده به نظر می رسد که ساختمان پایه (واحد نگهداری) می‎باشد.

این طرح مشتاقانه در یکی از ایالات اجرا شد و دیگر ایالات به نظر میرسید که مجبور به قبول آن به عنوان هدف اجتماعی و حمل و نقلی شدند به مانند استطاعت و تهیه مسکن و بوسیله شراکت صنعتی نیز گسترش پیدا کرد و به سختی می‎توان شخصی را پیدا کرد که به این طرح بعنوان پله ترقی نگاه نکند و آنرا درک نکند.

مخالفت و ناسازگاری: تقاضای نگهداری برای حالت شهری و حمل و نقلی:

اختلافی که میان برنامه ریزان (ادعا و ظهار اینکه خواستار نگهداری بیشتر شهرها می باشند) آشکار شد و بروز نمود این بود که نسبت به کاهش رواج در خصوص حالت شهری و حمل و نقلی بود. و آنها مربوط به اندازه شهرها و میزان تراکم شهری و میزان وابستگی خودرو و مربوط به رواج سرمایه گذاری در رابطه با زیرساختهای حمل و نقل بود.


مقاله وظیفه مادر و تربیت فرزند در سال های آغاز زندگی

مقاله وظیفه مادر و تربیت فرزند در سال های آغاز زندگی در 16 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی علوم انسانی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 26 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 16
مقاله وظیفه مادر و تربیت فرزند در سال های آغاز زندگی

فروشنده فایل

کد کاربری 2102
کاربر

مقاله وظیفه مادر و تربیت فرزند در سال های آغاز زندگی در 16 صفحه ورد قابل ویرایش

فهرست

موضوع صفحه

مقدمه

وظایف مادر در دوران جنینی (تغذیه)

غذای مادر و تاثیر آن در جنین

جدول مقایسه احتیاجات غذایی یک فرد بالغ با زن حامله

غذاهایی که مادر نباید مصرف کند

توصیه‌های عبادی در ایام بارداری

تاثیر شیر در تربیت کودک

اهمیت مادر در تکوین شخصیت کودک

کودکستان جای آغوش مادر را نمی‌گیرد

چند نکته اخلاقی- عبادی در رابطه با «رفتار با کودکان»

نتیجه

فهرست منابع









مقدمه

خوشحالی یا بد حالی، بهروزی یا سیه روزی هر یک از انسان‌ها در گرو «تربیت» است و این مهم به عواملی همچون ساختار فرهنگی خانواده (پدر، مادر، برادر، خواهر، دایی، عمه، خاله، عمو و دیگر بستگان نزدیک سببی و نسبی)، محیط آموزشی، محیط زندگی، محیط کار، حاکمیت سیاسی کشور و کم و کیف تعلیمات بستگی دارد. این عوامل با یکدیگر ارتباط طولی و تکمیلی دارند و در عین حال می‌توانند همدیگر را خنثی یا تخریب کنند به هر جهت همه این عوامل به نوعی در قبال انسان و تعلیم و تربیت او مسئولند و در این بین، مسئولیت پدر و مادر نسبت به فرزندش، پیشتر و مهمتر از دیگران است. و البته نقش مادران جایگاه مخصوص به خود را دارد چرا که اخلاق اعضای جامعه، به اخلاق مادران وابسته است. در اثر فعالیت اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی مادر، تمدنی انسانی و معنوی یا تصنعی و ماشینی پدید می آید. خشونت‌ها، سبک سری‌ها، لجاجت‌ها حدود زیادی بستگی به طرز فکر مادر دارد. جامعه بی‌تفاوت یا حساس، تمدنی ویرانگر یا آباد کننده بستگی به افراد دارد که در دامان مادران رنگ و خوی گرفته‌اند. صلح‌ها و جنگ‌ها غالبا از درون خانواده به ویژه مادران پایه‌گذاری می‌شود.

وظایف مادر در دوران جنینی (تغذیه)

اگر چه پدر و مادر در ساختمان اصلی کودک، سهیم می‌باشند، زیرا تخمک زن و اسپرم مرد باید فرزند را بسازند ولی مادر، از نظر اینکه متجاوز از نه ماه باید جنین را در رحم خود نگاه دارد، به شرایط زندگی جنین مستقیما موثر است. پس سهم و مسئولیت او در ساختمان فرزند سالم بیش از پدر خواهد بود: پدر پس از انجام عمل زناشویی هیچ دخالتی در طرز رشد و نمو جنین ندارد. این مادر است که باید شرایط خاصی را در این مدت اجرا نماید و در طور زندگانی کند در جنین اثری خواهد داشت نظر به اینکه جنین غذای خود را از طریق مادر دریافت می‌کند باید مادر، شرایط غذایی خود را هماهنگ با احتیاجات رشد جنین نماید.

غذای مادر و تاثیر آن در جنین

تردیدی نیست که جنین غذای خود را از بدن مادر می‌گیرد و چنانکه در روایات، به این مطلب تصریح شده است.

خداوند در قرآن می‌فرماید:

1- «ما انسان را در رنج آفریدیم یعنی آن چنانکه در شکم مادر به رنج اندر است، او را آفریدیم، غذای جنین از چیزی است که مادر می‌خورد و می‌آشامد»[1]

2- «وقتی جنین در شکم مادر قرار گرفت صورت او مواجه با پشت مادر است. دست‌های او روی پیشانی، و چانه او روی زانون است به هیبت شخص محزون و اندوهناک پس او مانند اسیری است که به وسیله رشته‌ای از ناف خود به ناف مادرش مربوط است، و به وسیله آن تا روزی که برای تولد او معین گشته است از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های مادر استفاده می‌کند».[2]

بنابراین به اهمیت خوراک مادر پی می‌بریم: غذایی که مادر می‌خورد به وسیله خون جذب شده و از این راه مورد استفاده بافت‌های مختلف بدن مادر و جنین قرار می‌گیرد. وقتی مواد لازم جهت ساختمان بدن جنین در جریان خون مادر وجود داشت، جنین می‌تواند آنچه برای رشد خود احتیاج دارد به دست آورد . اگر خوراک مادر فاقد مواد ضروری نباشد در این صورت خون، مواد مورد احتیاج بدن را از بافت‌های مادر گرفته، در دسترس او می‌گذارد. و بدیهی است این عمل وقتی صورت می‌گیرد که مواد مورد بحث، در بدن مادر وجود داشته باشد. بنابراین به خوبی می‌توان فهمید مادر که اندازه کافی و صحیح نخورد برای او و جنینی که در رحم دارد چه پیش می‌آید برای توضیح احتیاجات غذایی یک آبستن و مقایسه آن با احتیاجات یک زن بالغ و عادی جدولی را در اینجا می‌آوریم:

تاثیر شیر در تربیت کودک

درشروع شیر دادن ذکر «بسم الله الرحمن الرحیم» را فراموش نکنید. در روایتی از پیامبر اسلام (ص) وارد شده است: هر امر با ارزش و مهمی که بدون این ذکر انجام شود ناقص و بدون نتیجه خواهد ماند.

با یاد امام حسین (ع) به کودک خود شیر بدهید، به استناد آنچه وارد شده است که حضرت فرمودند: «ای شیعه من هر گاه آب گوارا می‌نوشید مرا یاد کنید»

مادر در هنگام شیر دادن باید کودک را نگاه کند و با او حرف بزند و در سخن گفتن به ایام شهادت و ولادت ائمه (ع) توجه کند و نگران فهم کودک نباشد. مادری که می‌خواهد فرهنگساز باشد و فرهنگ اهل بیت (ع) را به کودک خود منتقل کند، لازم است فرهنگ دین داشته باشد و با فرهنگ دین کودک را تغذیه و پرورش دهد.

صبر و آرامش، عصبانیت و تندخویی، افکار سالم و یا غیر سالم، گذشت و رافت اسلامی و یا لجاجت و انتقام گیری‌ شما، همه و همه بر روی کودک تاثیر خواهد گذاشت. پس آینده فرزندتان در گرو اعمال و برخورد شما مادران است.

اهمیت مادر در تکوین شخصیت کودک

کودکی وقتی می‌بیند این مادر است که بیش از همه از او پرستاری و مواظبت می‌کند، انواع خوراکی‌های گوارا برایش فراهم می‌آورد و به او صادقانه مهر می‌ورزد میان آنان یک رابطه محبت آمیز و استوار برقرار می‌شود. کودک صلاح خود را در پیروی از دستورهای مادر می‌داند اما اگر مادر موجودی خونسرد، بی‌قید یا بی‌ترحم باشد ممکن است کودک را به واکنش‌های شدید وادارد و او را موجودی خودخواه، نادان، سنگدل و غیر قابل اعتماد به شمار آورد.

این نگرش‌های مثبت و منفی در «ساخت روانی» کودک دارای تاثیری بس عمیق است. مدارک و شواهد تحقیقی ثابت کرده‌اند که ارتباط میان مادر و فرزند؛ نه تنها از زمان تولد، بلکه حتی پیش از آن نیز اثر مهمی در رشدروانی کودک دارد. اشتیاق مادر به داشتن یا نداشتن کودک دلیلی بر این مدعاست و دارای اثری تعیین کننده در رابطه مادر و کودک است. شخصیت مادر و نگرش او نسبت به کودک نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. مادر خونسرد و بی‌تفاوت و مادر پرمحبت و وظیفه‌شناس هر کدام در ساخت روانی کودک تاثیرهای متفاوتی دارند. همچنین، مادری که به فرزندش آزادی و ابتکار عمل می‌دهد با آن مادری که در هر یک از اعمال فرزند خود به دقت نظارت دارد فرزند جداگانه‌ای تربیت می‌کند.

بعضی از روانشناسان معتقدند میان مادرانی که خود به فرزندانشان شیر می‌دهند مهر مادری و فرزندی بیشتری وجود دارد تا مادرانی که چنین نمی‌کنند. گروهی دیگر از روانشناسان اعتقاد دارند که نگرش گرم و سرد مادر نسبت به کودک موجب سازگاری و ناسازگاری کودک در آینده می‌شود، بررسی‌ها نیز تایید کرده‌اند مادرانی که برای مدتی طولانی با گرمی محبت به پسرانشان از شیر خود داده‌اند بیش از همه فرزندان سازگاری داشته‌اند. اما دختران در همین شرایط سازگاری نسبی داشته‌اند و پسران و دختران که از مادران سر و کم محبت شیر خورده‌اند اغلب دارای مشکلات رفتار بوده‌اند.

کودکستان جای آغوش مادر را نمی‌گیرد

یکی از جریان هایی که در جهان غرب به وجود آمد، در نقاط دیگر جهان نیز رواج پیدا کرد و لطمه‌های بزرگی به شخصیت کودکان و در نتیجه به جامعه بشریت زد تاسیس کودکستان‌ها هر چند از جهت ظاهری بسیار مدرن و پاکیزه است ولی هرگز عواطف و احساسات کودک را ارضا نمی‌کند و مزایای تربیتی را که گفته شد تامین نمی‌نماید.

نمایشنامه رویا بازی

نمایشنامه رویا بازی در 21 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی علوم انسانی
بازدید ها 2
فرمت فایل doc
حجم فایل 24 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 21
نمایشنامه رویا بازی

فروشنده فایل

کد کاربری 2102
کاربر

نمایشنامه رویا بازی در 21 صفحه ورد قابل ویرایش

اشخاص نمایش:

سه دانشجوی دختر هستند که به ترتیب نقشهای زیر را ایفا می کنند:

دانشجوی تئاتر: همسر حاکم – زن.

دانشجوی ریاضی: مرد راهزن عاشق – پیرمرد – حاکم دوّم.

دانشجوی ادبیات: حاکم – دختر راهزن – پیرزن – شاعر بزرگ.

«صحنة اوّل» *

( مکان اتاق پذیرایی یک خانه را نشان می دهد که متعلق به سه دانشجوی دختر است. در طی نمایش این مکان تبدیل به قصر حاکم، کنار دروازة یک شهر، کوچه باغ و اتاقی در یک مهمانخانه می شود. این اتاق پذیرایی دو ورودی دارد، یکی در سمت راست که دری شیشه ای است و دیگری در سمت چپ. در ابتدای نمایش یک نور موضعی آبی رنگ داریم که در آن دختر دانشجوی تئاتر را می بینیم که مشغول نوشتن متن نمایشی است و پس از نوشتن آن را به صدای بلند می خواند)

دختر: صحنه تاریک است و ما بازیگران را می بینم که همه پشت به صحنه نشسته اند. با شروع نمایش صدای آه و ناله و فریاد زنی به گوش می رسد. به همراه صدای زن صدای بقیه را می‌شنویم که می گویند: عجله کنید، زود باشید، اون احتیاج به کمک داره، الان بچه به دنیا می آید و … در میان هیاهو صدای خشن مردی نیز شنیده می شود که مرتب به دیگران امر و نهی می کند. هیاهو به تدریج اوج می گیرد و به دنبال آن صدای فریاد زن که جیغی دردناک می کشد. صدای گریة بچه که متولد شده، فریاد شادی اطرافیان و سکوت. نور موضعی وسط صحنه روشن می شود و یکی از

بازیگران برمی گردد و شروع به روایت داستان می کند …

(دختر به نوشتن ادامه می دهد. در این هنگام دختر دانشجوی ادبیات وارد می شود و به کنار او می‌رود)

دانشجوی ادبیات: تموم نشد؟

دانشجوی تئاتر: نه، تازه شروع شده.
دانشجوی ادبیات: موضوع ات چیه؟

دانشجوی تئاتر: هنوز هیچی، دارم همینجوری می نویسم ببینم به کجا می رسم.

دانشجوی ادبیات: حالا چی نوشتی؟

دانشجوی تئاتر: بذار برات بخونم. (توضیح صحنة بالا را برایش می خواند و ادامه می دهد) اینجا راوی شروع میکنه:

سالیانی دراز پیش از این در شهری حاکمی بود که از نداشتن فرزند رنج می برد و سبب این بی‌فرزندی همسر او بود. با آنکه همسر حاکم بارها از وی خواسته بود که جدا شود اما حاکم به دلیل علاقة بیش از حد به وی این خواهش را اجابت نکرد. پس از مدتی پروردگار نظر لطفش را بر آنها افکند و آن دو صاحب پسری شدند و بسیار از این حادثه خشنود گشتند.

نور عمومی صحنه روشن می شود، بازیگران را می بینیم که مجلس جشن و سرور حاکم را برپا می‌کنند و حاکم را می بینیم که از شدت خوشحالی و مستی تلوتلو می خورد و نقش زمین می‌شود. همسرش به یکی از درباریان فرمان می دهد که او را بلند کنند و از آنجا ببرند. نور عمومی خاموش شده و نور موضعی روشن می شود. راوی ادامه می دهد: امّا این خوشی دیری نپائید چرا که مدتی پس از به دنیا آمدن پسر حاکم، بلایی به مانند طاعون بر شهر نازل شد و تمامی مردم شهر از آن در رنج و عذاب شدند. حاکم به فکر چاره افتاد اما سودی نبخشید. چرا که همة درباریان از علاج آن عاجز ماندند. روزها از پی هم می گذشتند و این بلیه همچنان نازل بود تا اینکه مردم شهر به ستوه آمدند و شکایت به نزد حاکم بردند … .

(دختر در هنگام خواندن متوجه نمی شود که صدایش اوج گرفته تا اینکه یکمرتبه با صدای دانشجوی ریاضی که وارد صحنه شده به خود می آید)

دانشجوی ریاضی: نصف شبه ها؟ یه کمی یواشتر.

دانشجوی تئاتر: ببخشید، معذرت می خوام، یکهو احساساتی شدم صدام رفت بالا.

دانشجوی ریاضی: خدا رو شکر تا چند وقت دیگه درس ات تموم میشه از شرت راحت می شیم. (می ر‌ود)

دانشجوی تئاتر: اینهم که غیر از غُر زدن کار دیگه ای بلد نیست.

دانشجوی ادبیات: به دل نگیر، ادامه شو بخون.

دانشجوی تئاتر: ادامه شو ننوشتم. باشه بقیه اش برای فردا.

(ورقها را جمع می کند و به همراه دانشجوی ادبیات از صحنه خارج می شوند. به محض خروج آنها نور موضعی آبی رنگ خاموش شده و نور پشت در شیشه ای روشن می شود. دختر را می‌بینیم که روی تختش می خوابد و دوباره شروع به خواندن می کند. صدای او رفته رفته فید می شود. با فید شدن صدای او نور پشت در شیشه ای هم خاموش می شود و صحنة بعد آغاز می شود که در واقع رویای دختر است از ادامه نمایشنامه اش)

«صحنة دوّم»

(از این صحنه به بعد رویای دختر آغاز می شود. همان اتاق پذیرایی را می بینیم که حالا تبدیل به یک قصر شبیه قصرهای یونان باستان شده است. صحنه تاریک است و صدای ضجه و ناله به گوش می رسد. در قسمتی از صحنه نور موضعی روشن می شود و ما دانشجوی تئاتر را می بینیم که در لباس همسر یک حاکم یونانی نشسته و به صداها گوش می دهد. در همین هنگام دانشجوی ادبیات در لباس حاکم وارد می شود.)

حاکم: تو نخوابیدی؟

همسر حاکم: نمی تونم بخوابم.

حاکم: این صداها چیه؟

همسر حاکم: نمی شنوی؟ صدای شیون و زاری مردم شهره.

حاکم: خُب به من چه. برای چی اینجا اومدن ناله می کنن؟

همسر حاکم: کجا باید برن؟ تو حاکم شهرشونی، فقط تویی که می‌ تونی مشکل اونها رو حل کنی.

حاکم: بله کاملاً درسته، منم الان مشکلشونو حل می کنم، الان دستور می دم همة اونهایی رو که اومدن اینجا بکشن.

همسر حاکم: اونوقت برای همیشه حکومتت رو از دست میدی.

حاکم: چی کار می تونم بکنم؟

همسر حاکم: عقلت رو به کار بنداز، اگه این بلا سر ما اومده بود چی؟ اگه … اگه … پسرمون گرفتار شده بود چی؟

حاکم: هر کاری به فکرم می رسیده کردم. همه از حل این مشکل عاجز موندن، اطباء، حکما، دانشمندا، فیلسوفها، سران سپاهی، خوابگزارها و حتی پیشگوها … پیشگوها … پیشگوها … .

(در این هنگام دانشجوی ریاضی را می بینیم که در لباسی سیاه وارد می شود و خود را پیشگو معرفی می کند. با آمدن او حاکم و همسرش ساکت می شوند)

پیشگو: من پیشگو هستم. میدانم آنچه را که در آینده اتفاق خواهد افتاد. پس بدان ای حاکم که چارة این بلا در دست پسر توست.

حاکم و همسرش: پسر ما؟

پیشگو: آری، او باید بمیرد. اوست که با به دنیا آمدنش چنین بلایی را آورده، ای حاکم به تو می‌گویم که این پسر جز بدبختی و ننگ برای تو ارمغانی ندارد. اگر زنده بماند در جوانی تو را خواهد کشت و حکومتت را غصب خواهد کرد.

ای مردم بدانید و آگاه باشید که تنها با مرگ این پسر بلا از بین خواهد رفت. پس اگر خواهان سعادتید او را بکشید.

(پیشگو می رود. حاکم و همسرش حیران می مانند. صدای فریاد و شیون مردم شهر بلندتر می‌‌شود و جملاتی از قبیل بکشیدش، اون نباید زنده بمونه. اون باید کشته بشه و … در میان ضجه ها به گوش می رسد)

حاکم: تو هم شنیدی؟

همسر حاکم: بله شنیدم.

حاکم: نظرت چیه؟

همسر حاکم: بکشش.

حاکم: پسرمون رو؟

همسر حاکم: نه احمق، پیشگو رو.

حاکم: نمی تونم.

همسر حاکم: برای چی؟ برای تو که صادر کردن فرمان قتل کاری نداره.

حاکم: اون یه پیشگوئه. مردم همه حرفشو باور کردن. صداها رو نمی شنوی؟

همسر حاکم: بله می شنوم. ولی از قرار معلوم خود تو هم حرفشو باور کردی. واقعاً که تو یه احمقی.

حاکم: کجا داری می ری؟

همسر حاکم: تو نظر من رو پرسیدی منم گفتم، دیگه هم حرفی نداریم که بزنیم.

(همسر حاکم خارج می شود. به محض خروج او صدای فریادها بلندتر می شود گوئی که شورشی در گرفته است. حاکم مدتی به صداها گوش می دهد و بعد از صحنه خارج می شود. پس از مدتی کوتاه برمی گردد و او را می بینیم که در دستهایش هندوانه و چاقویی است. حاکم می‌خواهد با چاقو ضربه ای به هندوانه بزند که همسرش وارد می شود و به محض دیدن او در این وضعیت فریادی می کشد. حاکم وحشت می کند)

حاکم: تو که منو ترسوندی.

همسر حاکم: چی کار داری می کنی؟

حاکم: اون باید بمیره.

همسر حاکم: تو این مزخرفات رو باور کردی؟

حاکم: یعنی تو باور نمی کنی؟

همسر حاکم: من مثل تو اینقدر احمق نیستم.

حاکم: این از حماقت توئه که این همه بدبختی رو به چشم نمی بینی، بلایی که سر همه اومده.

همسر حاکم: این بلا علتش چیز دیگه ایه.

حاکم: مثلاً چی؟

همسر حاکم: نمی دونم. فقط اینو می دونم که تو خرافاتی هستی.

حاکم: خرافات؟ اگه این بچه بزرگ شه و حکومت منو غصب کنه چی؟

همسر حاکم: نمی دونستم ارزش حکومت نکبتی تو از زندگی پسر من بیشتره.

حاکم: اون بچه پسر من هم هست.

همسر حاکم: اگه بود به مرگش راضی نمی شدی، خرافاتی.

حاکم: صداها رو می شنوی؟ همة مردم خواهان مرگش هستن. پیشگو به همه گفته که علّت این بلا به دنیا اومدن این بچه است. این بچه باید کشته بشه.

همسر حاکم: امکان نداره، من این اجازه رو بهت نمیدم، باید از روی جنازة من رد بشی.

حاکم: مطمئن باش که این کار رو می کنم.

(با یکدیگر درگیر می شوند. حاکم ضربه ای به هندوانه می زند. از بیرون صدای فریادها شدیدتر می شود - به نظر می رسد که عده ای به قصر حمله کرده اند - حاکم از صحنه خارج می شود و لحظه ای بعد صدای فریاد او به گوش می رسد که ظاهراً نشان از کشته شدن او دارد. فریادها به یکباره قطع می شود – سکوت – نور عمومی خاموش شده و نور موضعی روی هندوانه روشن می‌شود. همسر حاکم به طرف هندوانه چاقو خورده می رود و آن را در آغوش می گیرد):

همسر حاکم: من از تو دوری نه توانم دگر کز تو صبوری نه توانم دگر

(در این هنگام پیشگو وارد می شود)

پیشگو: من از تو دوری نه توانم دگر کز تو صبوری نه توانم دگر

(با چاقو تکه ای از هندوانه را می برد. قسمتی از آن را به همسر حاکم می دهد و قسمتی دیگر را برای خودش برمی دارد. در حین خوردن دیالوگهای زیر بین آنها ردوبدل می شود)

همسر حاکم: خیلی از دیدنت خوشحال شدم!؟

مرد: چون می دونستم خوشحال می شی اومدم … (نقاب صورتش را کنار می زند. همسر حاکم وحشت می کند)

همسر حاکم: تو … .

مرد: فکر نمی کردی منو ببینی؟

همسر حاکم: نه، ولی تو … چه جوری … .

مرد: گفته بودم که برمی گردم، نقشه ای کشیدم … و دیدی که چقدر خوب عملی شد. خوشحال نیستی؟

همسر حاکم: باید خوشحال باشم؟





«صحنة سوّم» *

{اتاقی در یک مهمانسرا که تزئینات آن مانند خانه های ژاپنی است. زن مشغول جا به جا کردن وسایلش است و همچنین شعری می خواند. در همین هنگام دانشجوی ادبیات در هیئت پیرزنی وارد می شود که لباسش مانند کیمونوهای ژاپنی است. پیرزن تا تمام شدن شعر هیچ صحبتی نمی‌کند ولی به محض تمام شدن شعر خواندن دختر او را تشویق می کند.}

پیرزن: چقدر عالی، چقدر قشنگ.

زن: متشکرم.

پیرزن: شما یه شاعر هستین؟

زن: بعضی وقتها شعر میگم.

پیرزن: واقعاً متأسفم.

زن: برای چی؟

پیرزن: اگه از اول می دونستم که شما یه شاعر هستین هیچوقت این اتاق رو بهتون نمی دادم.

زن: ولی من خودم اینجا رو انتخاب کردم.

پیرزن: اینجا اتاقهای بهتری هم داریم.

زن: مادرجون، من اینجا خیلی راحتم.

پیرزن: اگر کاری داشتین حتماً بهم بگین، براتون انجام می دم.

زن: مادرجون، چرا مردم این شهر اینقدر به شعرا احترام می ذارن؟

پیرزن: به خاطر اینکه در نظر مردم ما هر کسی نمی تونه شعر بگه.کاش شما یه مرد بودی.

زن: برای چی؟ من که با زن بودنم مشکلی ندارم.

پیرزن: نه، از اون جهت نگفتم، من این حرف رو به این خاطر زدم چون تا چند وقت دیگه یه مشاعره اینجا برگزار می شه که فقط مردها می تونن شرکت کنن.

زن (با خودش): شنیده بودم ولی فکر نمی کردم فقط مردها بتونن شرکت کنن. (رو به پیرزن): حالا چرا فقط مردها؟

پیرزن: از قدیم اینجوری رسم بوده.

زن: مادرجون، راسته که میگن جایزه این مشاعره اینه که برنده هر چی آرزو کنه بهش بدن؟

پیرزن: بله دخترم، هر چی که آرزو کنه. حتی اگه حکومت یه شهر رو بخواد.

زن: حتی اگه حکومت یه شهر رو بخواد؟ چقدر عالی … اما نه چقدر حیف شد.

پیرزن: بله دخترم برای همینه که گفتم کاش تو یه مرد بودی. اونوقت توی این مشاعره شرکت می‌کردی حتی اگه پسر هم بودی می تونستی. اگه پسر بودی … پسر بودی… (می رود)

زن: من حالا هم می تونم پسر باشم … من باید توی این مشاعره شرکت کنم … (شروع به تعویض لباس می کند و خود را به هیئت پسری در می آورد) اینجا دربار حاکم است و روز مشاعره فرا رسیده من پسری می شوم و به مشاعره راه می یابم. این حاکم است (دانشجوی ریاضی در لباس حاکم که لباسی شبیه ایرانیان قدیم است وارد می شود. نقابی نیز بر صورت دارد) و این نیز شاعر بزرگ است (دانشجوی ادبیات در لباس شاعر بزرگ (لباس ایرانیان قدیم) وارد می شود) که همه را شکست داده و حال با من رقابت می کند که آخرین نفرم. اوه خداوندا من او را یک بار شکست داده ام، کمکم کن که این بار نیز پیروز شوم.

(شاعر بزرگ و دختر مشاعره را آغاز می کنند و مشاعره آنها در حقیقت دیالوگهای زیر است که بین آنها رد و بدل می شود)

شاعر بزرگ: خدای بزرگی چه می بینم، آیا حریفم این است؟

زن: تو در مقابل من ذره ای بیش نیستی.

شاعر بزرگ: یکه به دو کردن با من بی فایده است. من تو را شکست می دهم.

زن: من نیز تو را شکست خواهم داد.

شاعر بزرگ: دلم گواهی می دهد که تو را قبلاً دیده ام.

زن: من نیز تو را دیده ام و شکستت داده ام.

شاعر بزرگ: مرا؟

زن: آری تو را.

شاعر بزرگ: ای پسرک دروغگوی هرزه، تو مرا شکست داده ای؟

زن: یکبار.

شاعر بزرگ: روا نیست در بارگاه حاکم دروغ بر زبان آورده شود.

زن: دیر زمانی از پیروزی من مقابل تو نگذشته است. فراموش کرده ای؟

شاعر: یاد ندارم.

زن: من به یادت می آورم. تو از زنی شکست خوردی.

شاعر: یاوه گو.

زن: وای بر تو که خود را به حماقت زدی، به یاد بیاور که سالها پیش به شهری آمدی در جوار این شهر و چند روزی میهمان حاکم آنجا بودی. در بزمی با شعرای آن شهر مشاعره کردی و همه را شکست دادی. آنگاه لاف زدی که برای من حریفی نیست. همسر حاکم این شنید و درخواست مشاعره با تو را کرد و در آخر این او بود که تو را شکست داد. به من نگاه کن، این چهره برای تو آشنا نیست؟ من همسر همان حاکم هستم. تو از من شکست خوردی.

شاعر بزرگ: من اعلام می کنم که این زن برنده مشاعره است … (از صحنه خارج می شود).

زن (رو به حاکم): شنیده ام جایزة برنده این مشاعره اینه که هر چی آرزو کنه بهش بدن مگه نه؟ (حاکم سرش را به علامت تأیید تکان می دهد) من هم آرزویی دارم. (در اینجا شروع به پرده‌خوانی می کند)


مقاله بررسی شیوه های سلوک در عرفان شیعی

مقاله بررسی شیوه های سلوک در عرفان شیعی در 33 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی علوم انسانی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 24 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 33
مقاله بررسی شیوه های سلوک در عرفان شیعی

فروشنده فایل

کد کاربری 2102
کاربر

مقاله بررسی شیوه های سلوک در عرفان شیعی در 33 صفحه ورد قابل ویرایش

فهرست

آشنایی و شناخت

پیشینیه تاریخی

عرفان اسلامی درمقایسه با عرفان های دیگر

فصل یکم عرفان عملی

عرفان عملی و شریعت

فصل دوم : مشکلات عرفان عملی

دشواری های عام

دشواری های خاص

مشکلات مراحل و منازل سلوک

هشدارهای سلوک

فصل سوم : ریاضت

مفهوم ریاضت

شرایط و آداب ریاضت

رهنمودهای سلوک

آفات تربیت و مجاهده

فصل چهارم : مقامات، منازل و احوال

منازل، مقامات و حالات عرفان

فصل پنجم : نگاهی به یافته ها

یافته های مقام یقظه

یافته های مقام توبه

یافته های منزل انابه

یافته های منزل تفکر

یافته های منزل تذکر

یافته های منزل ریاضت

یافته های مقام مراقبه

یافته های مقام توکل

فصل ششم : بحثی درکشف و شهود

چیستی کشف و شمود

میزان و منطق مکاشفه

توجه دقیق به ضابطه ها

فصل هفتم : هدف سلوک

کمال انسان

فصل هشتم: اخلاق و آداب پیشوایان و پیروان

اوصاف پیشوایان

اوصاف پیروان

پرستش واصلان

فصل نهم : جلوه های عرفان در ادب پارسی

سفارش ها و هشدارهای اخلاقی

آداب سلوک





ریاضت یعنی پرداختن سالک به حیات روحی و معنوی خروج از عالم حیوانی است.

اصول عرفانی عملی و سلوک:

1.انسان تا بینهایت ترقی می تواند کند.

2.پیشرفت انسان جنبه معنوی دارد.

3.این پیشرفت نتیجه اطاعت از حق است.

شرایط و آداب ریاضت :

1.پایبندی به شریعت:

انسان برای اینکه دراین راه به سرمنزل مقصود برسد باید ازیک رهبری قابل اعتماد پیروی کند. که دراین راه تنها با پیروی از شریعت محمدی (ص) امکان رستگاری وجود دارد.

2.هوشیاری :

هوشیاری در راه سلوک بسیار حائز اهمیت است چون سالک با رسیدن به مقام والای خود ممکن است این مسیر را طی کرده برگردد.

3.پرهیز از غرور و ادعا:

سالک با طی نمودن گامهایی از ریاضت به قدری کشف صوری قدرت تصوف درطبیعت و آگاهی از حالات پنهان مردم دست می یابد که نباید موجب غرور سالک شود.

رهنمودهای سلوک

توصیه و سفارش بزرگان در راه ورسم سلوک به 4 طریق می باشد.

1.زندگی به جهان دوست 2. روی کردن از جسم به جان 3. تقسیم بندی اوقات 4. رعایت دقیق تکالیف شرعی5. اعمال و ازکار ویژه 6. تعالی اخلاق و رفتار

زندگی به فرمان دوست

تا انسان به درجه برتری از کمال وجودی نرسد و تا موجودی خدا گونه نگردد افتخار صفت عبودیت نصیب وی نخواهد شد. از آنجا که کارهای دنیا غفلت زا و سرگرم کننده اند، انسان باید در اندازه نیازهای ضروری و ناگزیرش به کاری حلال و مباح دنیوی پرداخته و فراتر از حد ضرورت نرود. دیگر اینکه بکوشد که به یاد خدا باشد. هرچه بیشتر، بهتر.

2-روی کردن ازجسم به جان

انسان باید مقداری بیش از حد معمول از غذا و استراحت خود بکاهد، تا ازجنبه حیوانیت کاسته، به روحانیت خود بیفزاید. فکر او باید بیشتر درباره خودش باشد که چیستم؟ ازکجا آمده ام و به کجامی روم؟

3-تقسیم بندی اوقات

زود بخوابد تا درنیمه شب برای عبادت بی بهره نماند.
دروقت خود نماز بخواند.
اززمانهای ارزشمند در روز و ماه و سال استفاده کند .
گاهی انسان زمانهایی در زندگی برایش به وجود می آید که به خدا نزدیک می شود باید ازآن استفاده کند.
سه روز ازماه را روزه بگیرد-پنج شنبه اول وآخرماه-چهارشنبه وسط آن.

4.رعایت دقیق تکالیف شرعی

اگر کسی هرگونه اعمال و رفتار دیگری را غیر از صورت اعمال شریعت محمدی به جای دستورات معین دینی انجام دهد نشان آن خواهد بود که دچار وسوسه شیطان شده وهنوز دراسارت خودی وخودخواهی است باید انحرافات نجات یابد.

5.اعمال و ازکار ویژه

به دوصورت است برنامه شبانه روز-برنامه سالانه

یک برنامه صحیح و درست برای عبادت درصبح و شام کند و یک برنامه صحیح ودرست درماههای خاص مثل صفر-ربیع الاول-محرم-رجب ... کند.

6.تعالی اخلاق ورفتار

ریاضت: درعالم عرفان-صدق –ایثار-زهد و شجاعت حضرت علی )ع( مصداق این عامل می باشد.

آفات تربیت و مجاهده

1.شکمپارگی الف) کاستن تدریجی از حجم غذا ب) کاستن از تدریجی از وعده غذا

2.شهوت جنسی: تقویت ایمان و زهد، روزه و گرسنگی و ازهمه بهتر، ازدواج به هنگام مهم است.

3.پرحرفی: بحث درمورد چیزهایی که به درد ما نمی خورد نکنیم-لعنت ونفرین- غنا-مسخره و استهزاء و ...

4.خشم وکینه وحد: را باید ازخود دورکرد این نشانه مومن است.

5.دوستی دنیا: سعادت و نعمتهای پایدار را به لذتهای ناپایدار بایدترجیح داد.

6.جاه پرستی و خودنمایی: ازبدترین حالت سالک است که باید درهر چیز حتی عبادت توجه داشته باشد.

7.ریاکاری:نشانه ریا: یکی آنکه درتنهایی تنبلی درجمع کوشا، اگر ستایش شد بیشتر کارکند و درصورت نکوهش کار کند.

8.خودپسندی: مالک خودبین بیمار است و مورد خشم خداوند. فروتنی درجه بنده رادر درگاه حق بالا می برد.

9.فریب و غفلت: هزاران انسان، درغرور و غفلت عمر خود را به سربرده و به جایگاهی که می توانستند برسند نمی رسند.


فصل چهارم :

مقامات، منازل و احوال

درمسیر سلوک، تلاش و مجاهده سالک درسویی وعنایت و موهبت خداوند از سویی دیگر سالک را درمنازل و مقامات پیش برده و با حالات و صفات کمالیه وجودی آرایش می دهند که به عنایت و جذبه حق بر میگردد.

منازل، مقامات و حالات عرفان

1.یقظه: به معنی بیداری است توجه به هستی خود و کائنات-علاقه وشوق به فهم و درک این اسرار –بی قراری مبهم درون سالک-احساس تقصیر و کوتاهی

2.توبه:سالک هنگامی از یقظه به توبه می رسد که عوامل نفسانی و وسوسه های شیطانی، او را از راه نبرده باشد.

3.محاسبه: محاسبه ازنقطه ای آغاز و روز به روز گسترش می یابد. از گناه و طاعت تا نعمت و فتنه.

4-انابه : تلاش دراصلاح وضع خود-تلاش درجهت اصلاح خطاها درارتباط با خدا و خلق-رقت قلب غیرعادی و سرانجام با لطف و عنایت خدا رو به رو می شود.

5-تفکر: اگر انابه تکامل یابد، سالک با درخششهایی از عالم معنا و جلوه هایی از حقیقت آشنا می شود.

6.تذکر: یعنی رسیدن-به اعتصام به خدا که عملاً آثار عنایت و جذبه حق-دریافت معانی باطنی قرآن کاستی از مصاحبت مردم –علاقه دنیا – تعلقات شخصی-خوراک و خواب.

7.ریاضت: یعنی غلبه حال، برعلم و عقل سالک-عبور از مرحله تعارض اسما و صفات و استشمام نکهت و حدت و احدیت حق-اهتراز و شادمانی غیرقابل توصیف باطنی

8.حزن: آشنایی ممالک با عوالم معنوی وپیچیدگیهای این عوالم او را دچار غم و اندوه می سازد.

اخبات: پیشرفت درحزن دراثر عنایت خداوند پناه معشوق آرامش یافته ار خوف به هیبت می رسد.

10.تبتل: یعنی بریدن از خلق و پیوستن به حق

11.مراقبه: چشم سالک مدام درپی معشوق و به راه معشوق است.

12.استقامت: درا ین منزل سالک بیش از پیش ازحجامت صفات به سوی احدیت ذات گام برمی دارد

13.توکل :سالک دراختیار معشوق قرار می گیرد و سلوک و سیرش به اراده حق خواهد بود.

14.صبر:سالک درعین بلا و گرفتاری دم نمی زند و شکایتی نمی‌کند از دشوارترین منازل سیر وسلوک است.

فصل هشتم:

اوصاف پیشوایان

آداب و اخلاق الهی معصومان )ع( بهترین سرمشق سالکان است.

1-خلق عظیم محمد علیه السلام.

پیامبر از دنیا دهن پرنکرده و گوشه چشمی به آن نسپرد، پهلوهایش از همه تهی تر و شکمش از همه گرسنه تر بود برروی زمین غذا می خورد همانند بردگان می نشست. خودش به جامعه و کفش خودوصله می زد.

2-از علی )ع( آموز

علی مردی بودفوق العاده، درهرجهت توانمند، سخن به حق می گفت و داوری به عدل می کرد. علم و حکمت ازسراپایش فرو می بارید. از دنیا و دلخوشیهای آن فرار می کرد به تنهایی شبها پناه می برد چشمانش اشکبار بوده ودلش غرق تفکر و تأمل

3-ایثار فاطمه )ع(

فاطمه محور اشارات و عنایات الهی و حدیث کسا و پاره تن رسول خدا، بدون شک در نزول آیات اطعام پیاپی برمسکین و یتیم و اسیره همدل و همدست مولای علی )ع( بود دراوج جوانی باداشتن چنان شوهر و فرزندانی هنگامی که از پدرش شنیدکه پیش از همه از دنیا می رود شادمان شد به گونه ای که با این شادمانی، مرگ پدر را تحمل کرد حقا که زبان از توصیف ناتوان است.

4-حلم و بردباری امام حسن )ع(

امام حسن از همه بیشتر درشکل ظاهری رفتار و بزرگواری همانند پیامبر )ع( بود. پس از پدرش و غلبه معاویه برجهان و اسلام هیچ گونه توطئه و نیرنگ را برای تحقیر وآزار آن بزرگوار به کار می بستند و آن حضرت درنهایت استقامت و پایداری آن همه را تحمل می کرد تسلط برخویش درمقابل بدگویان از بزرگواری آن مرد دراخلاق است.

5-سالار بلاجویان کربلا

بهترین پاکباز طریقت برای عاشقان حقیقت حسین است. احرام او درمکه، رمزی از ترقی درمراتب شریعت به طریقت بودکه آن حضرت به یاران هشدار داد که این کار تکلیف عام نیست و نیز آسان به کف نمی آید.

6-سرور سجده گزاران

بهترین نمونه تقبل و عالی ترین سرمشق راز و نیاز با معشوق است هرگاه وضو می گرفت رنگ می باخت به او می گفتند چرا نگرانی می گفت: هیچ می دانید که دربرابر چه کسی می خواهم بایستم و درنماز سراپای وجودش می لرزید/

7-امام باقر علیه السلام

امام صادق علیه السلام می گوید: پدرم شبها به گریه و زاری می پرداخت و رو به سوی خدا کرده می گفت پروردگارا گفتی بکن، نکردم گفتی نکن بازنگشتم اینک منم و پیشگاه تو و هیچ عذری درکار نیست.

8-امام صادق علیه السلام

مذهب تشیع به نام او معروف است . از بزرگان اهل بیت است که درعلم وعمل یگانه روزگار بودتلاوت و تدبرش درقرآن سرمشق بزرگی است برای عاشقان خدا.

9-باب الوائج ، هفتمین پیشوا

پیشوای شب زنده داران و بردباران کسی که شبها را به پرستش و روزها به روزه داری و یاری مردم می پرداخت به خاطر برجستگی جایگاهش دربندگی خدا و نیکی به مردم او را عبدصالح می نامیدند. خداپرست، بخشنده ترین، دانا و بزرگوارترین مرد روزگارش بود.

10-پیشتاز مقام رضا

وارث همه فضایل علی بن ابی طالب و علی بن الحسین بود، با علم و حلم مولای متقیان وارث صبرو تحمل امام سجاد بود با کلام الهی انس دایمی داشت. هرسه روز یک بار ختم قرآن داشت با خدمتگزاران برسرسفره می نشست شبها کمتر می خوابید و روزها را روزه می داشت.

11-جواد الائمه

یکی از نمونه های محبوبیت بود او درکمتر از 10 سالگی مقام امامت رسید. با اینکه مدت عمرش کوتاه بود برکات فراوانی از آن وجود به شیعیان رسید و شاید این کوتاهی عمر خود نشان دیگری از محبوبیت او بود.

12-امام علی بن محمد )ع(

علی از گلستان نبوت بودکه با همه گرفتاریها لحظه ای از عبادت خداوند و خدمت به خلق باز نمی ایستاد.

13-یازدهمین خورشید حسن عسکری )ع(

نمونه تقوا و سرمشق بشر درپرهیز از دنیا و رویکرد به آخرت بود.

14-خورشید دوازدهم مهدی منتظر )ع(

حجت خدا و امید رهایی انسان ها خلف صالح، صاحب الزمان، قائم آل محمد و مهدی موعود که خود آیتی از رحمت و عنایت حق است.

اوصاف پیروان

شب زنده داری و تقوا و دوری از دنیا از همه بیشتر تاکید رفته است. دستگیری از درماندگان، رعایت حقوق دیگران تلاوت قرآن مهربانی باخویشاوندان زندگی کوتاه دنیا را فدای سعادت جاودان کرده واز این سودای پرسودی که خداوند در اختیارشان نهاده است غفلت نکرده با ازخود گذشتن فریب دنیا را نخورد و به رهایی خود کوشیده اند

پرستش واصلان

درآثار عارفان مسلمان در دو مورد به سقوط تکلیف از عارف اشاره شده است یکی درحال فنا که عارف ازخود بی خود شده وعقل و آگاهی ظاهری او خلل یافته است دیگر درمقام بقای پس از فنا، عارف در این مقام به دلیل دست یافتن به هدف ورسیدن به سرمنزل مقصود نیازی به عبادت ندارد زیرا عبادت برای آن بود که به هدف برسد و اکنون رسیده است اما عارفان درعمل درهیچ یک از این دو مورد، عارف را بی اعتنا به عبادت نمی دانند آنان درهر دومورد یاد شده عبادت خود را ترک نمی کنند.